مردک کم سواد بی شعور! از آژانس دو کوچه بالاتر اومده؛ میدون 2 کوچه پایینترو بلد نیست! بعد من تمام کوچه پس کوچه های محله ای رو که دوره راهنماییمو توش گذروندم بلدمو درست بهش آدرس میدم... یعنی می خواد از حافظه م تعریف کنه برگشته بهم می گه خوبه آدم یه جاهایی تو فشار قرار بگیره که ذهنشو یه ذره به کار بندازه! اینه سطح روابط اجتماعی این ملت!
خنياگران باد، وليكن سرگرم قصه هاي ملولند آنان از دردهاي خويش پريشند، آنان سوزندگان آتش خويشند . . .
۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه
یک گزارش روانشناسانه!
این چند روز روزهای جدال خودآگاه و ناخوداگاه من بود... دیروز وقتی خود آگاه فرمان آیزولیشن می داد... نا خودآگاه تمام تلاشش را کرد تا این وبلاگ را حفظ کند جدال برابر به تغییر آدرس وبلاگ انجامید تا نه سیخ بسوزد و نه کباب... بعد وقتی باز خود آگاه از سر عادت فرمان گریه و درد دل می داد... این نا خودآگاه بود که مرا تمام شب به بک خواب آرام و کامل فرو برد... بر عکس شب پیشتر که پر بود از شک و بی خوابی و آشفتگی ناخوداگاه... این بار ناخوداگاه برد و من نا خوداگاه خوشحالم! نمی دانم باعث اصلی همه اینها میل شدیدم است به ثبات یا یک سطحی از من واقعا نمی خواهد که به گذشته نه خیلی دورم برگردد...
بعد از ماه ها آرامم. شکی ندارم... خوبم! فکر کنم حالا جایی ایستاده ام که دلم برای وبلاگم بیشتر از هر کسی تنگ می شود...
بعد از ماه ها آرامم. شکی ندارم... خوبم! فکر کنم حالا جایی ایستاده ام که دلم برای وبلاگم بیشتر از هر کسی تنگ می شود...
۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه
رسانه پیام نیست؛ دستمال است!
این تعاملات رسانه ای ما واقعا داستان با مزه ایست... اصولا جماعتی که ما باشیم طرزاستفاده از رسانه را نمی دانیم... شاید هم این از خلاقیت سرشارمان ناشی شود که از هر رسانه ای استفاده هایی می کنیم که به عقل جن هم نمی رسد! چرا اینها را نوشتم؟ چون چند روزی پیش برای دوستی، زیر یک پست خیلی جدی اش کامنتی گذاشتم و خیلی مشتاق بودم که جوابش به آن کامنت را بخوانم... 2-3 ساعتی پیش باز به همان وبلاگ سر زدم که ببینم جواب داده یا نه... زیر پست اما میلیونها میلیون کامنت ثبت شده بود از هر دری! از سلام و احوال پرسی بگیر تا فیکس کردن قرار و فلرتینگ* و جملات قصار علی شریعتی و کامنتهای انقلابی و اشعار کاملا بی ربط و... سرویس پرووایدر هم که وطنی! و طبعا نور علی نور!!! خلاصه هر چه سعی کردم دست کم در یافتن اصل کامنت، کمتر نتیجه گرفتم... حالا هی دارم فکر می کنم که این مکالمات بی ربط را مثلا نمی شود از طریق مسنجر و ایمیل و اس ام اس و موبایل و اینها نوشت!؟
وقتی جماعت وبلاگ نویس اینطور، رسانه ها را مورد مرحمت قرار دهند طبیعیست که عوام ازنشریات فقط به عنوان پاک کننده استفاده کنند!
*عذر تقصیر: معادل فارسی این واژه باعث کهیر زدگی نگارنده می شود!
وقتی جماعت وبلاگ نویس اینطور، رسانه ها را مورد مرحمت قرار دهند طبیعیست که عوام ازنشریات فقط به عنوان پاک کننده استفاده کنند!
*عذر تقصیر: معادل فارسی این واژه باعث کهیر زدگی نگارنده می شود!
۱۳۸۹ آبان ۲۸, جمعه
all about my mother
خونه بی مامان خونه نیست خوابگاهه! بر خلاف تمام مزخرفات روانشناسی و جامعه شناسی مدرن، من برای تمام کسانی که دوران بچگیشونو تو مهدهای کودک و خونه مادربزرگها گذروندن احساس تاسف شدید می کنم! هرچی می خواید بگید اما خونه یعنی جایی که روی سکوی آشپزخونه ش هیچ وقت ظرف نشسته تلنبار نشده باشه و غذا هیچ وقت بوی فریزر نده!!!
اشتراک در:
نظرات (Atom)