۱۳۸۹ مرداد ۳۰, شنبه

یک پست روحیه بخش!

باز نشستم به فرندز دیدن... جالبه هنوز حالم به هم نمی خوره از این سریال! هر اپیزودیو چند بار می بینم... یک بار اول یه کاغذ میذارم جلوم، نگاه می کنم و همزمان هر چی به گوشم نا آشنا بیاد رو می نویسم... بعد دوباره همون رو با زیر نویس انگلیسی می بینم... اینبار نت هامو ادیت می کنم... بعد می رم سراغ دیکشنری هر چی دیدم رو لوک آپ می کنم... شاید خیلی چیز زیادی نباشه . یه سری فریزال ورب یا ایدیم... حالا هر چی... دوبار می شینم نگاه می کنم و هر بار سر همون چیز جدیدا که حالا دیگه توی دفتر خوشگل پاکنویسشون کردم فیلمو پاز می کنم و یه بار اون جمله رو تکرار می کنم... وقتی 4تا اپیزود رو به این شکل مچاله کردم دوباره یه دفعه از اول هر 4 قسمت رو با هم می بینم.... بدون کاغذ و دفتر و قلم و پاز و اینا!!! تا حالا رسیدم به قسمت 15 تقریباً... اون وسطا یک کم استراکچر تافل هم می خونم! غرض از نوشتن اینها هیچ نبود مگر اینکه به خودم یاد اوری کنم دارم یه کار نیمچه مثبتی انجام میدم!


پی نوشت: از تمام کسانی که تا حالا تو دلم بهشون می خندیدم چون برای زبان یاد گرفتن فیلم می دیدن عذر می خوام!