تولدم بی رنگ بود
آن سان بی اثر، که هستیم را رنگ پوچی داد
عشق بر من چونان درخشان آمد
که تاب نگاه را ازچشمانم ستاند
لذت، لحظه ای و درد، مرداب
و مرگ به رنگ افق
انگار هیچ گاه به آن نباید رسید...
مهرماه 87
۱۳ نظر:
سلام و عرض ادب خنياگر گرامي ... خسته نباشيد ...
تولدتون مبارك دوست گرامي ... ايشالا 120 سال با عزت و سلامت زنده باشين ...
تولدت مبارک فرانک . امیدوارم تولد بعدیت خوشحال تر باشی. من که اصلن تولدم اینجا نیستم. شیش روز دیگه تولدمه تنها تو مملکت غریب البته دروغ چرا من از تولدم بدم میاد
بازم مبارکه
المیرا- لکاته
مبارکه، و امیدوارم شاد باشی؟
راستی قضیه این علامت سوال بعد از مبارک است چیه
به به! به به! نمرديم و فرانك خانم افتخار دادن و شعراشونم براي ما رو كردن :)) البته يه كم زيادي زبونش فاخره ها، من خيلي اينجوري دوست ندارم، به نظرم اونقدر شاملو توي فاخر سرايي حجت رو تموم كرده كه آدم جرات نميكنه تو اين زمان و بعد از شاملو سمت اين سبك و سياق شعر بره...
حالا واقعن تولدته يا فقط شعري از زمان قديم گذاشتي؟ اگه هست كه مبااااااركه :))
تولد و شاید بهتر است بگوییم رنج زاده شدن.
سالگرد مقاومتت در مقابل این رنج رو بهت تبریک میگم فرانک
همين
تولدا بي رنگ شدن
چرا؟
تولدت مبارک دختر مهر.
تولدت مبارک دختر مهر.
ایشالا که مبارک است به سلامتی و طول عمر.
مرسی بچه ها...
بله دیگه ! فقط جواب تبریک ما رو نمیدی دیگه.
سلام گرامي و عزيز ... عرض ادب و احترام .
واقعا که.این چه شعریه نوشتی؟چه معنی داره.تولد تو بیرنگه؟چه حرفها.
ارسال یک نظر