خونه بی مامان خونه نیست خوابگاهه! بر خلاف تمام مزخرفات روانشناسی و جامعه شناسی مدرن، من برای تمام کسانی که دوران بچگیشونو تو مهدهای کودک و خونه مادربزرگها گذروندن احساس تاسف شدید می کنم! هرچی می خواید بگید اما خونه یعنی جایی که روی سکوی آشپزخونه ش هیچ وقت ظرف نشسته تلنبار نشده باشه و غذا هیچ وقت بوی فریزر نده!!!
۱۱ نظر:
سلام خنياگر گرامي ... صبح جمعه به خير . خوبين؟ بسيار عالي كه به روز شديد.
بسيار خوب...
مادر ها بايد هميشه باشند. منم موافقم. ترجيح مي دم بچه ام رو در منزل بزرگ كنم و با مهد كودك مخالفم...
خوشم مياد نمياين ، نمياين، مياين با دست پر و زيبا ... ممنون و متشكر.
بسيار خوب...
مادر ها بايد هميشه باشند. منم موافقم. ترجيح مي دم بچه ام رو در منزل بزرگ كنم و با مهد كودك مخالفم...
خوشم مياد نمياين ، نمياين، مياين با دست پر و زيبا ... ممنون و متشكر.
من از سينكهاي ظرفشويي هميشه خالي و براق و غذاهاي هميشه تازه و دلچسب و چايهاي تازه دم و نظم و ترتيبهاي كشنده در همه چيز و دور هم همه كار را كردن و ... خسته شدم! ميفهمي؟ خسته...
ولي در عين حال عاشق مادر مرتب و منظم و مقرراتيم هم هستم! چه ميشه كرد؟ :)))
سلام!
خوب گفتی!
مادر!
فوق العاده اس!
معنای زندگیه!
انشالله سایه همه مادرها سر بچه هاشون باشه.
ای گفتی بیشتر اوقات که مادرم میره سفر کامال مشخصه که دیگه خونه, خونه نیست..........امید وارم برامون همیشه بمونه...........خوب باشی
ای گفتی بیشتر اوقات که مادرم میره سفر کامال مشخصه که دیگه خونه, خونه نیست..........امید وارم برامون همیشه بمونه...........خوب باشی
باهات موافقم. من از اون کسایی هستم که مهدکدک و خونه مادربزرگ رو تجربه کردم.
وااااااااااااااااای مردم دخترجون میدونی چندروزه پشت هم روزی اغراق نکرده باشم 10 15 بار می اومدم اینجا؟نظراتت باز نمیشد...نمیدونم چی بگم....من خونه رو تنها دوست دارم...
سلام بر شما خنياگر گرامي ... شب خوش و خرم باشد ...
من که هیچ وقت برای خودم احساس تاسف نکردم هانی.و البته من عاشق خونه بی مامان هستم که مامانش تازه 10 شب رسیده باشه و زنگ بزنه پیتزا بیارن.البته من اینجوری بزرگ شدم.و هر کس هر جور بزرگ شده دوس داره
ارسال یک نظر