۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

بوی باران بوی سبزه

از زمانی که حقوق من به عنوان یک آدم- بزرگ توی خونمون به رسمیت شناخته شد، خریدن ماهی قرمز و چیدن هفت سین هم شد کار من. همیشه هم مامان غرهایی می زنه به این مضمون که الان چه وقت ماهی خریدنه؟ طفلکی تا عید می میره. یا اینکه این ظرفا حیفن برای هفت سین و غیره. پارسال شب عید که پاشدم عین دیوونه ها راه افتادم تو خیابون و همه کارهای شب عیدی رو ول کردم و یکی دو ساعت قبل از سال تحویل با چشمای پف کرده قرمز رسیدم خونه و همه باهام دعوا کردن که کجا بودی و همین بهانه خوبی دستم داد برای موندنم توی اتاق تا فردا صبحش، تنها سالی بود که هفت سین رو من نچیدم. امسال باز هم هفت سین رو خودم می چینم، خیلی خوبه که امسال داره تموم می شه. ذوقم از همیشه بیشتره برای شروع سال جدید....

۱ نظر:

ياس وحشي گفت...

درود بسيار خنياگر مهربان ...
اميدوارم بهترين ها در سال جديد نصيبتان شود ...