۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

اندر احوالات مسئولیت پذیری من در خواب!

یادمه از اواسط دهه هفتاد بود که صدا و سیما بند کرد به این سریالهای پلیسی آلمانی. به نظرم همون سالا تو سریال کاراگاه دریک بود که یه صحنه خیلی دراماتیک دیدم. یه پسر جوون که قاتل هم بود از ترس دستگیری پای راستشو گذاشت رو نرده تراس و یهو خودشو از اون بالا پرت کرد پایین...
امروز بعد از ظهر همینطور که مشغول مشق نوشتن بودم روی دفتر و کتابم خوابم برد. نمیدونم چقدر طول کشید حتی انقدر هوشیار بودم که می دونستم روی کتابم خوابیدم و مراقب بودم که بلایی سر ورقهای کتاب بیچاره نیاد. تو همین احوال و اثنا بود که خواب هم دیدم... دیدم دارم خودم رو از تراس پرت می کنم توی حیاط. بامزه اش اینجا بود که داشتم تلاش هم می کردم که درست بیفتم وسط استخر! دقیقا نمیدونم چرا اما فکر کنم تمام دغدغه م تو اون لحظه این بود که روی دیشهای ماهواره ای که توی حیاط کار گذاشته شدن نیفتم... چند بار دیگه ای هم یه همچین خوابی دیده م البته با جزئیات متفاوت اما تو همش خودم رو از یه جایی که نرده داشته برت کردم پایین.
حالا اون دفعات قبلیو که یادم نیست اما تو این آخریه این حس مسئولیت پذیری و راضی نگه داشتن بقیه و ترس از خراب شدن کار، خودم را هم کشته!

۲ نظر:

سرو گفت...

هه هه

Unknown گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.