۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

آی ایدئولوگهای جهان! بیایید من رو جاج کنید!!!

همین الان الان که نه 5-6 دقیقه پیش سوالی به ذهنم رسید. اینکه من واقعا چه جور آدمیم. یعنی فرضا اگه یه طیفی داریم که یه سرش خوبی مطلقه یه سرش بدی مطلق، من کجاشم!؟ جواب این سوال سخته. هیچ کس دیگه ایم نمیاد بی تعارف بهت جواب بده... آدمها در مورد دیگران راحت قضاوت می کنن. طرف باحاله. مهربونه. بیخوده. آشغاله. خودخواهه یا هر چی... اما راجع به خودت سخته که نظر بدی... من هیچ وقت آدم با ثباتی نبودم. هیچ وقت هیچ تصمیمیو با ثبات فکری کامل نگرفتم. همیشه یه شک خیلی بد دارم بین دو تا عکس العمل که حتی ممکنه متضاد هم باشن. هیچ کدوم این عکس العمل ها هم برام ارجحیت خاصی نداره. کم پیش میاد که تو یه ماجرایی واقعا بدونم دلم میخواد چی کار کنم... همینه که معمولا هم نمی دونم دیگران چه برداشتی از من دارن... از منو رفتارم با اونها... چون ته تهش خودمم برداشتی از رفتار خودم ندارم! همینه که «نمی دونم» میشه تکیه کلام من و اعصاب بقیه رو خورد می کنه... همینه که هی از بقیه می پرسم «الان از من ناراحتی؟» من واقعا نمی دونم چه جور آدمیم... واقعیتش اینه که من نه خودخواهم، نه کرینگ... من فکر می کنم که رسماً قوه تشخیص ندارم... بدون قوه تشخیص چطوری باید خودمو جاج کنم آخه؟

۱۱ نظر:

صنم گفت...

تو تا حالا از من نپرسیدی الان از من ناراحتی.

خنیاگرباد گفت...

@صنم: حتما گفتم... مگه می شه!؟ حالا شاید کمتر از تو ولی گفتم!

نيرواناي گمراهي گفت...

زياد اهميت نده فرانك جان، حالا بذار ديگران اصلا از دستت شاكي باشن، ديگران كه هر كاري ميكني بالاخره طلبكار ميشن، پس كار خودتو بكن و خودتو قضاوت نكن، ضمنا منم عين خودتم، هيچوقت يادم نمياد آدم ثابت قدم و با اراده اي بوده باشم، بي خيال...
پ.ن: منم به روزم بانو

بي پدر خودشيفته\ گفت...

واي خاك به سرم بازم سوءتفاهم جنسي. يه مقاله مي خوندم كه همه چي رو سكـ.شوال تعبير كرده بود. مثل اينكه ما هم دچار سوءتفاهم جنسي شدم آبجي. شرمنده. عرق ريختيم.

نادر گفت...

خوش بین باش دوست من! همین.

سیم باند گفت...

عمرا اگه بتونی خودتو جاج کنی
هیچ کس هم بی تعارف بهت نمی گه نظرش چیه و این خیلی غم انگیزه

محکوم گفت...

من خوبم.
تو خوبی؟خوش میگذره؟
اشتباهی کامنت نزاشتم ها

شاسوسا گفت...

اصلا اهمیت نداره که چه شکلی هستی!!!!منم همینیم که تویی...پر از پارادوکس...پرازتزدیدو وحشت!!!!

صنم گفت...

یه مطلب جدید گذاشتم که تا حالا نخوندی.

شهریار گفت...

سلام
وقتی این پست آخری رو خوندم احساس کردم خودم این پست رو نوشتم. همیشه به این فکر می کنم که بعد از مرگم یه نفر فیلمی بسازه از دوستان و آشنایانم و درباره من از اونها سوال کنه که من چه جور آدمی بودم. اونوقت خودم بشینم فیلم رو نگاه کنم. اما این که شدنی نیست!!!!

علی. گفت...

فرانک جان!
یا زیادی کتاب خوندی یا زیادی فیلم دیدی!
کم کم داری دیوونه میشی!

پ.ن.1 :کمی ساده به مسایل نگاه کن!
پ.ن.2 : تو یه آدم فوق العاده ای. لنگه نداری.
پ.ن.3 : بی زحمت شوهر کن!
پ.ن.4 : خواهشا احترام زبان ها رو نگه دار! یا کاملا فارسی بنویس یا کاملا انگلیسی! اینطوری برای ملت هم سوء تفاهم پیش نمیاد!
(مگر اینکه خودت عمدا بخوای سوء تفاهم ایجاد کنی!)