۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

ها ها ایتز فانی آنلس ایتز نات

حالت تهوع دارم. اصلا رنگ سبز رو که می بینم نا خوداگاه مور مورم می شه و سرم گیج می ره. می خواد رنگ سبز صفحه مارچ تقویم رو میزیم باشه یا راه راه سبز پرده اتاق خوابم. همون رنگی که همه بهش می گن آبی. اما از نظر من سبزه. چیزی مثل رنگ کله اردک همونجور براق... حالا فرض کن که کمی روشن تر. حالم از این پرده، از اون میخ خالی، از خودم به هم می خوره. از این دو زاری کجم که حالا با اینکه بالاخره افتاد اما انقدر دیر دل غشه می گیرم. از این نوع نوشتنم با این همه توصیف جزئیات و این سادگی خبرگونه ش که هر خری می فهمه دارم از چی می گم هم . از اینکه وقتی کوچکترین بارقه امید تودلت زنده می شه که بالاخره یه گوشه کار یه جای این زندگی اشغال داره درست می شه زمین و اسمون دست به دست هم میدن که باز همه چیز همون سیر ...ش رو طی کنه.
زندگیم شده مثل فیلم فانی گیم. اونجا که زنه بالاخره میتونه تفنگ رو قاپ بزنه و یکی از اون اینترودرها رو بکشه. بعد اون یکی یهو یه ریموت کنترل بر میداره و فیلم رو می زنه عقب و تفنگ رو سر بزنگاه از زنه می گیره... اینه زندگی من. اینه سهم من از اون چیزی که یه عده بهش می گن سرنوشت. آقایون و خانمای محترمی که هی زندگی منو بک وارد می کنید، جان هر الاغی که می پرستید زودتر دست و پای منو ببندید پرتم کنید ته اون دریاچه، رودخونه هر کوفتی که بود/هست. برید سراغ یه بدبخت دیگه. من دیگه نمی کشم... به خدا نمی کشم...

۶ نظر:

ناشناس گفت...

سلام خنياگر عزيز ... چي شده دوست گرامي؟ يك بحران گذرا ؟ يا يك درد مزمن ؟

محکوم گفت...

نمی تونم - خسته ام - نمی کشم - کم آوردم - هممون دچار شدیم به این واژه ها.
ما را چه می شود؟

شاسوسا گفت...

واقعل راست گفتی نمی دونم چرا اماهروقت یه موضوعی تو ذهنم تلو تلو میخوره سریع تو دربارش مینویسی!!! البته به نوع دیگه...میگن تلپاتی؟آخ قربون آدم چیز فهم...منم نمی کشم دیگه اما کی می فهمه اینو؟اگه فهمید دسش درد نکنه اگه می شه تیرخلاص بزنه مردیم بس دست و پا زدیم تا جون بکنیم!

eila گفت...

شما را چه شده است؟

ققنوس گفت...

سلام خنياگر عزيز ... فقط اومدم بگم مرسي به خاطر معرفتتون و اينكه به وبلاگ خودتون سر مي زنيد ...

علی. گفت...

سلام!
خیلی خیلی متاسفم که به این حس رسیدی!
اما من دقیقا اون طرف جاده هستم!
می بینی؟
دارم برات دست تکون میدم!
من هر روز دارم موفقیت رو تجربه می کنم!
من هر روز دارم شادی رو تجربه می کنم!
من هر روز احساس قدرت بیشتری می کنم!
اونقدری که بعضی وقتها از خودم می پرسم که آیا واقعا این همه حس خوب مال منه؟ نکنه خواب می بینم؟

ای کاش ما آدمها هم بلوتوث داشتیم!
اون وقت کمی از این احساسات خوب و زندگی پر از شیرینی خودمو برات بلوتوث می کردم!
بیا....
بگیرش....
این قسمتی از حس خوب من!