۱۳۸۹ آذر ۲۶, جمعه

پرستیژ...

ما همه بدمن فیلم پرستیژیم... هر روز خودمون رو می کشیم تا تشویقمون کنن. تا دیده بشیم. خود واقعیمون یه جایی پشت صحنه تو یه مخزنی از آب داره دست و پا می زنه و جون می ده، اونوقت ما رو استیج وایستادیم و احساس غرور می کنیم... تا حالا چند بار چند تا از خودتون رو کشتین تا اینی که هستین شدین!؟

۸ نظر:

ياس وحشي گفت...

درود .
نميدانم چند بار كشتم خود را اما از 100 گذشته است...

علی. گفت...

سلام!
عالی بود!
سوال فوق العاده ای پرسیدی!
یک ساعت منو به فکر فرو برد!
برای اینکه به این سوالت جواب بدم و ذهن خودمو آروم کنم کلی جستجو کردم!
خیلی فکر کردم!
تا 20 سال گذشته رو تو ذهنم مرور کردم!
تمام نظریاتم رو مرور کردم!
تمام اصولم رو دونه به دونه مرور کردم!
تمام اهدافم رو مرور کردم!
به اصطلاح ما کامپیوتری ها، تمام Restore Point های خودمو چک کردم!
به جرات می تونم بگم که من نه تنها خودمو نکشتم، بلکه خودمو احیا کردم!
من هر روز زنده تر شدم!
با آگاهی بیشتر!
با تجربه های بیشتر!
با دلایلی قاطع تر!
من دقیقا همون آدم 15 -20 سال پیش هستم؛ اما در قالب نسخه ای کارآمدتر!
من هرگز خارج از قلب خودم زندگی نکردم!
بجز یکی دوبار، من هرگز بدهکار فرصت ها نشدم!
نه!
من هرگز خودمو نکشتم!

ازت واقعا ممنونم!
سوال فوق العاده ای بود!
-------------------------------
پ. ن. :
شبیه این سوال رو من اول هر سال تحویل و اول هر فصل از سال از خودم می پرسم تا خودمو گم نکنم!

صنم گفت...

ببین اینهمه راجع به اخرین فیلم نولان بد گفتی اما از پرستیز خوشت اومد.به هر حال بلی من که مدتهاست خودمو کشتم.ببین حالا تو ایران که این قضیه چند برابره.لاقل اونجا کسی کاری بهت نداره اما اینجا اصولا مجبوری که یه سری هنجار خشک قدیمی رو رعایت کنی

خنیاگرباد گفت...

بابا من که هنوز ندیدم اون فیلمرو! من در واقع گفتم از ماتریکس خوشم نمیاد! پرستیژ رو اما خیلی دوس داشتم البته شاید به خاطر اون پسره کریستین بیل باشه ;)!!! بی خوابیشم بدک نبود راستی!

ياس وحشي گفت...

به روز هستم با يك داستان كوتاه. امتحان را چه كرديد؟

ياس وحشي گفت...

به روزم/

ناشناس گفت...

یلدایت مبارک خنیاگر جانم.

یاس وحشی گفت...

یلدایت مبارک خنیاگر جانم.