جلال سمیعی که ژانر شناسی را راه انداخت من هم یه چند پستی براش نوشتم و فرستادم... بعدها دیگه ژانرهاموننوشتم و هی یادم رفت... همین الان اما در حین وبگردی به یه ژانر وبلاگنویسانه بر خوردم:
اینایی که الزاماً و مداماً باید تاکید کنند که در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره آهسته روح را در انزوا می خورد و می تراشد... ( یا اینایی که از هدایت فقط جمله در زندگی .... شو بلدن!)
این هم چندتا از ژانرهایی که همون وقتها نوشتم:
-اینهایی که وقتی برای اولین بار می خواهند با دوست دخترشان حرف سک.س.ی بزنند نمره تنظیم خانواده اش را می پرسند.
-اینهایی که معتقدند عربها ملخ خور،یهودیها نجس، افغانیها دزد و قاتل و عقب مانده و آلمانیها نژاد پرستند.
-اینایی که برای ویزای امریکا سفره ابوالفضل پهن میکنن.
-کلا اینایی که سفره ابوالفضل پهن می کنن.
-دامادهایی که تو عروسی 47تا عکس تکی می گیرند.
-اینایی که وقتی کراوات می زنند مودب تر میشن.
-اینهایی که چون از فیلمهای دیوید لینچ هیچی نمی فهمند معتقدند نابغه است.
-اینایی که معتقدن دیپلمه های زمان شاه با سوادتر از فوق لیسانسای الانن.
-سیاست مدارانی که ژست عکسهای انتخاباتیشان، آدم را یاد صمد و انگشتش می اندازد...
-اینهایی که فکر می کنن گلشیفنه فراهانی بزرگترین افتخار جامعه ایرانیه...
-اینایی که تا بهشون میگی وبلاگ داری میگن شنیدی میخوان وبلاگ نویسا رو اعدام کنن؟
-اینایی که 84 جور جراحی زیبایی کردن اما از آمپول زدن می ترسن.
۳ نظر:
khosham mioomad o miad o khahad oomad.
doost daram bazam jeanre benvisi
اون ژانر اولیه فکر می کنم در مورد من صدق می کنه.
عالیه!
خیلی عالیه!
از تمام ژانرها خوشم اومد!
ارسال یک نظر