۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

در باب هنر ترجمه کردن!

اول بگویم که من مطلقا هیچ چیز از زبان شناسی و تیچینگ متدولوژی نمی فهمم... در حد یو جی و کامپیتنس، پرفورمنس! اما خواهشی دارم عاجزانه از استاد دکتر منصور فهیم، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی... برادر، استاد، دکتر، جان هر که دوست داری ترجمه را بیخیال شو برو دنبال یک کار شرافتمندانه دیگر... داگلاس براون غلط کرد... دیگر کتاب نمی نویسد به زبان انگلیسی.... شخصا به من قول داده در اسرع وقت فارسی یاد گرفته و آرتیکل بعدیش را به زبان بلیغ فارسی منتشر کند! نکرد هم ما خودمان با همین انگلیسی دست و پا شکسته یه کاریش می کنیم! شما به زحمت نندازید خودتان را!


پی نوشت: به خدا این اساتید گرامی ترجمه هایشان را می دهند دانشجویان ترم اول برایشان بکنند!!! آنها هم رسماً می کنند!!!

پی نوشت 2: من مودبم... ذهن شما بی ادب بوده شاید!

۴ نظر:

محکوم گفت...

من چون مردسه نرفتم چیز زیادی از این متن حالیم نشد ولی فکر کنم می خواستی بگی استادا گشاد تشریف دارن

نيرواناي گمراهي گفت...

در مملكتي كه شيرهايش يا در قفسند يا اينكه رسمن رفته اند دنبال خاله بازي، حالا شيرهاي تمام عرصه ها را ميگويم، سياست، هنر، فرهنگ، ورزش و... آنوقت معلوم است كه كفتار و شغال در آن عرصه نعره ميكشند و ادعاي شيريشان هم ميشود ديگر فريباي عزيز...
پ.ن: صحيح است، صحيح است، تكبير...
پ.ن2: بر منكرش لعنت
پ.ن3: آپ ميكنم، قول ميدم، پير شديم ديگه بانو، نفس نداريم...

خنیاگرباد گفت...

@نیروانا: فریبای عزیز کیه دیگه!؟

علی. گفت...

احسنت!
جان مطلب رو گفتی!

پ.ن. : من کلا گفتم وگرنه این استادی که شما میگی اصلا نمیشناسم!