خنياگران باد، وليكن
سرگرم قصه هاي ملولند
آنان
از دردهاي خويش پريشند،
آنان
سوزندگان آتش خويشند . . .
۱۳۸۹ تیر ۶, یکشنبه
دعای باران
یک پیامبر، مصلح، فیلسوف یا هر کوفت دیگری مورد نیاز است که ما را با این مالیخولیای کمال گراییمان از برق بکشد... لطفاً این وضع غیر قابل تحمل می باشد، به شدت...
جانم؟ عزيزم، بفرما، آمدم؛ هم پيامبرم، هم مصلح، هم فيلسوف، هم هر كوفت ديگري... فقط بگذار اول يك نفر را پيدا كنم تا سيم خودشيفتگي شيزوفرنيك حاد خودم را از برق بكشد، فوراً خدمت ميرسم...
۵ نظر:
پس شماره تلفن کجاست.سراغ داشتیم بفرستیم؟چقدر حقوق میدی؟(من الان تو فاز شوخیم.)من یه مدت دقیقا اینجوری مینوشتم یادته.
@ صنم: کی تو اینطور می نوشتی یادم نیست!؟ تو غر می زدی! من دارم به زبان خوش دعا می کنم!!!
پیامبر و مصلح که یافت می نشود.
فیلسوف را شاید بشود کاریش کرد.
اما کمال گرایی خوب است ها
جانم؟ عزيزم، بفرما، آمدم؛ هم پيامبرم، هم مصلح، هم فيلسوف، هم هر كوفت ديگري... فقط بگذار اول يك نفر را پيدا كنم تا سيم خودشيفتگي شيزوفرنيك حاد خودم را از برق بكشد، فوراً خدمت ميرسم...
گشتم نبود،نگرد نیست!!!
پیدا کردیش خواهشا به منم بگو ممنون!
ارسال یک نظر