کلا خیلی بده که موش آزمایشگاهی باشی... یه نفر برای اینکه تمرین رومئو بودن بکنه هی هندونه بذاره زیر بغلت... بعد یهو نظرش عوض بشه و بخواد تمرین ناستنکا بودن بکنه...
پی نوشتی برای بی سوادها {!} و بی حواس ها: ناستنکا، شبهای سپید، داستایوفسکی... ;)
پی نوشتی برای بی سوادها {!} و بی حواس ها: ناستنکا، شبهای سپید، داستایوفسکی... ;)
۶ نظر:
توضیح ندادی رومئو چیه؟من نمیدونم رومئو چیه ها.هر چند ادبیت نمایشی مجاز شدم.
کلا خیلی عذاب آور وقتی می فهمی یه بازیچه بودی. تمام احساس و شخصیت آدم به لجن کشیده میشه
@ صنم: صنم جان زشته نگوووو رومئو و ژولیت!!!
دوست خوب من، انتظار نداشته باش هرچه را و از هركه را كه تو ميخواني بقيه هم خوانده باشند، من خودم علاقه اي به داستايوفسكي خواني ندارم، فقط جنايت و مكافاتش را خوانده ام و بس، زيبا هم بود ولي هيچوقت دنبال خواندن تمام آثارش نبودم، آنقدر عمر ما كوتاه است و داستان زياد، كه ترجيح ميدهم وقت بيشتري روي هم عصران خودم بگذارم، رومئو و ژوليت را هم از فرط عالم گيري شهرتشان ميشناسم، نه خواندن نمايشنامه شان، حالا ديگر اگر بيسواديم: العفو، العفو يا سيدتي المكرمه...
فرانککککککک.خب من یه چی گفتم منظورم شوخییییی بود
آخ!
چرا میزنی؟
ارسال یک نظر